به پایگاه اطلاع رسانی موسسه ولاء منتظر خوش آمدید                                                                                                                                                    امسال براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى ميكنم. به اميد اينكه در بخش هاى مختلف، بخش هاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى، عمرانى، اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.. (مقام معظم رهبری)                                                                                                                                                    رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: نزدیکترین مردم به خدا و رسول او کسی است که آغازگر "سلام" باشد.                                                                                                                                                   
 امروز  سه‌شنبه 16 شهریور 1389

صفحه نخست

معرفی

برنامه ها

محصولات

کارنامه

مقالات

بلاگ سلسه نشست های انقلاب اسلامی

گزارش تصویری

ارتباط با ما

همراهان





















اخبار فرهنگی

مقام معظم رهبری:

ايمان و آگاهی انگيزه‌ای برای کارهای بزرگ و ممتاز است


حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمودند: ايمان و آگاهي انگيزه‌اي براي کارهاي بزرگ و ممتاز است و کارهاي ممتاز و خوب، فقط با انگيزه‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام مي‌گيرد و نمي‌توان اين کارها را به صورت دستورى و تشريفاتى و ادارى انجام داد.

در آستانه ولادت حضرت امام حسين(ع) و روز پاسدار، کارکنان دفتر رهبري و اعضاي سپاه حفاظت ولي‌امر به همراه خانواده‌هاي خود، با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ديدار کردند.
در اين جلسه‌ي صميمي که با اقامه‌ي نماز جماعت مغرب و عشا آغاز شد، مقام معظم رهبري دو عنصر «ايمان و آگاهي» را از عوامل ايجادکننده‌ي انگيزه براي انجام «کارهاي بزرگ و ممتاز» دانستند و تاکيد کردند: کارهاي ممتاز و خوب، فقط با انگيزه‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام مي گيرد و نمي‌توان اين کارها را به صورت دستورى و تشريفاتى و ادارى انجام داد.
مشروح اين سخنان به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، به شرح زير است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
اولاً خوشامد عرض مي‌کنيم به همه‌ى شما برادران، خواهران، خانواده‌هاى محترم؛ و تبريک عرض مي‌کنيم اين عيد سعيد و شريف را، بلکه اين اعياد شريفه را که به تقدير الهى در ماه مبارک شعبان گنجانده شده است. خود ماه شعبان هم عزيزان من! با قطع نظر از اين تولدها و ولادت‌هاى مبارک، عيد است؛ عيد تقرب و توجه به خداوند و توسل قلبى به ساحت ربوبى؛ فرصت بزرگى است براى نورانى کردن دل و جان انسان و آماده شدن انسان براى ورود در ضيافت ماه مبارک رمضان. با اين چشم نگاه کنيم به ماه شعبان؛ ماه فرصت عبوديت خداوند و فرصت خودسازى.
آن چيزى که من در اين جمع خواستم عرض بکنم، همين مسأله‌ى انگيزه‌هاست. کارهاى خوب، کارهاى بزرگ، فقط با انگيزه‌‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام مي‌گيرد. کارهاى بزرگ را به صورت دستورى و تشريفاتى و ادارى و اينها نمي‌شود انجام داد.
کار مقرراتى و دستورى، در همان حد کار متعارف انجام مي‌گيرد؛ در صورتى که کار برجسته و ممتاز، تابع انگيزه است. آن کسى که از لحاظ کميت کار خيلى وقت خود را صرف مي‌کند و از وقت استراحت خودش مي‌زند، انگيزه‌ى بالائى دارد؛ اين يک چيز برجسته‌اى است. ما چنين روحيه‌اى را ديده‌ايم؛ در همين جا هم هست.
در طول اين 30 سال، بنده درجاهاى مختلف که بودم - چه در زمان رياست جمهورى، چه قبل از آن در نيروهاى مسلح و جاهاى ديگر - از نزديک کسانى را مشاهده کرده‌ام که واقعاً تعطيلى نمي شناسند، استراحت نمي شناسند؛ مايلند همه‌ى لحظات‌شان را صرف همين کارى که بر عهده‌ى آنها محول است، قرار بدهند. البته من همين جا به شما عرض بکنم؛ موافق اينجور کار کردن نيستم. بنده معتقدم کار بايستى جورى برنامه‌ريزى و تنظيم بشود که انسان بتواند به خانواده‌ى خود، به فرزندان خود، به روابط عاطفى بپردازد؛ خودش را له نکند. ولى خوب، بعضى هستند؛ حالا واقعاً يا ظرفيت زيادى دارند، به همه چيز در جاى خود مي‌پردازند و ظرف کار را لبريز مي‌کنند، يا اينکه از جاهاى ديگر کم مي‌گذارند و به کار اضافه مي‌کنند. اين حجم کار و کميت کار است که سنگين و بزرگ و فراگير است؛ اين يکى از کارهاى برجسته است؛ اين احتياج به انگيزه دارد.
تا انگيزه‌ى قلبى نباشد، هيچ‌کس به خاطر دستور و به خاطر حکم و به خاطر مقررات، اينجور کار نمي‌کند. گاهى هيچ‌کس هم اين حجم کار را نمي‌فهمد. من بارها درجمع هاى ادارى که اينجا آمدند، گفته‌ام: شما يک پرونده دست‌تان است، يک پروژه دست‌تان است، يک کار دست‌تان است، مي‌گوئيد تمامش کنم. وقت ادارى هم تمام مي‌شود، شما هم خسته هستيد، اما مي‌گوئيد من اين کار را بايد تمام کنم و بروم. نيم ساعت، يک ساعت، دو ساعت بيشتر از وقت مي‌مانيد؛ نه به رئيس‌تان اطلاع مي‌دهيد، نه اضافه ‌کار مي‌گيريد، نه کسى مي‌فهمد؛ اما شما اين کار را انجام داديد؛ اين خيلى ارزش دارد؛ اين در دفتر کرام‌الکاتبين محفوظ مي‌ماند.
کاتبان عمل ما - که مأموران ساحت ربوبى هستند - اينطور کارهاى اين‌جورى را به‌خصوص برجسته مي‌کنند. خوب، اين يک نوع کار برجسته است.
يک نوع کار برجسته، کارهاى کيفيتى است؛ کار را با کيفيت خوب انجام دادن، به شکل عالى‌تر انجام دادن. انسان مي‌تواند يک رسيدگى را، يک کار را دو جور انجام بدهد: جور آسانترى هم وجود دارد، اما انسان جور سخت‌تر را انتخاب مي‌کند، براى اينکه کيفيت کار را بالا ببرد. اين هم انگيزه مي‌خواهد، اين هم کار برجسته است.
يک نوع کار، ابتکار و آفرينش کار است؛ پيدا کردن راه‌هاى نو، شيوه‌هاى نو، شيوه‌هاى کارآمدتر؛ چه در کارهاى محدود، چه در کارهاى کلان. فکر لازم دارد، تلاش لازم دارد. بعضى‌ها مي‌گويند حالا ولش کن؛ همان کارى که ديگران مي‌کنند، ما هم مي‌کنيم.
بعضى مي‌گويند نه؛ به خودشان مي‌قبولانند که کارى مبتکرانه وخلاقانه ارائه بدهند. اينها انگيزه مي‌خواهد. بدون انگيزه، بدون يک عامل درونى، اينجور کارهاى برجسته، چه از لحاظ کمّى، چه از لحاظ کيفى، امکان‌پذير نيست. اين انگيزه چيست؟ اين انگيزه، ترکيبى است از ايمان و آگاهى. اين دو چيز به انسان انگيزه مي‌دهد: ايمان داشته باشد، آگاهى هم داشته باشد.
اگر خداى نکرده شما بيمارى داشته باشيد؛ وقتى که نمي‌دانيد اين بيمارى وجود دارد، يا نمي‌دانيد که طبيبى براى اين بيمارى وجود دارد، يک جور عمل مي‌کنيد؛ اما وقتى که مي‌دانيد اين بيمارى هست، مي‌دانيد طبيبى هم هست، اعتقاد هم داريد که اين طبيب مي‌تواند اين بيمارى را مرتفع کند، اينجا چه کار مي‌کنيد؟ اينجا ديگر معطل نمي‌شويد. دور باشد، نزديک باشد، آسان باشد، سخت باشد، اين عزيز بيمار را مي‌کشانيد، مي‌بريد آنجا. اين انگيزه است. انسان براى کار انگيزه دارد. يک عامل درونى، انسان را وادار مي‌کند.
انسان نياز را بفهمد، به نتيجه ايمان داشته باشد - و براى مردم مؤمن، در زير نظر خدا بودن را هم بداند - اين مي‌شود انگيزه‌ى کامل. بعضى‌ها اين اعتقاد را دارند، اين آگاهى را دارند، اين ايمان به نتيجه را دارند، اما خدا ندارند؛ آنها انگيزه‌شان کمتر است.
اما وقتى من و شما مي‌دانيم کارى که مي‌خواهيم انجام بدهيم، کارى که داريم انجام مي‌دهيم، کارى است براى خدا، کارى است براى نظام اسلامى، کارى است براى مردم و به سود مردم، و خدا اين را مى‌بيند، و اگر ديگران نفهمند، ديگران ما را تحسين نکنند، آفرين نگويند، براى ما کف نزنند، اما خداى متعال مى‌بيند و قدر مي‌داند و پاداش مي‌دهد.
امام حسين در روز عاشورا فرمود: «انّ ذلک بعين اللَّه»؛ مى‌بينم که کار من زير نظر خداست. با اين ديد، اين مي‌شود آن انگيزه‌‌‌اى که با وجود آن، انسان هرگز ديگر بيکار نمي‌ماند. و اسلام و تاريخ اسلام و وجود مقدس خاتم‌الانبياء (صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم) در تقويت اين انگيزه و شناخت مواقع وجود اين انگيزه و بهره‌بردارى از آن به نفع اهداف و آرمان‌ها، غوغائى کردند. انسان وقتى که تاريخ اسلام را نگاه مي‌کند، مى‌بيند در اين خصوص غوغاست.
يک نمونه‌ى آن را من عرض بکنم. درجنگ احد - همين طور که اطلاع داريد؛ شنيده‌ايد يا خوانده‌ايد - مسلمان‌ها اول پيروز شدند؛ بعد به خاطر دنياطلبى يک عده از خودشان، دچار شکست شدند. کسانى از اينها به شهادت رسيدند - مثل جناب حمزه‌ى سيدالشهداء و ديگران - بقيه هم فرار کردند و رفتند روى آن کوه؛ دشمنان هم در آخر آن روزى که اين جنگ انجام گرفت، با دست پر و با خوشحالى آنجا را ترک کردند و اين غصه و اين عقده در دل مسلمان‌ها ماند. پيغمبر فرمود شهدا را بردارند و به مدينه بياورند - احد نزديک مدينه است - راه افتادند، آمدند وارد مدينه شدند.
در ميان افراد بازگشته به مدينه، مجروح هست، جانباز هست، اجساد مطهر شهدا هست، خانواده‌هاى داغدار هستند. مدينه غوغا شد از لحاظ گريه و نوحه و زارى براى کشته شده‌ها، و بعد هم ناکامى در اين جنگ؛ اينها همه تلخ بود.
شبِ آن روزى که اين حادثه‌ى تلخ اتفاق افتاده بود، براى پيغمبر خبر آوردند که يک عده از مشرکين بعد از آنکه از مدينه دور شدند، به اين فکر افتاده‌اند که حالا که مسلمان‌ها شکست خوردند، خوب است ما حمله کنيم و کار مسلمانها را تمام کنيم. اين خبر که به مدينه رسيد، يک عده از آدم‌هاى دهن‌لق - يا مغرض يا جاهل که شايعات بد را بلافاصله مثل برق و باد منتشر مي‌کنند - شروع کردند اين را منتشر کردن.
اينگونه افراد همين قدر که خبر به گوش‌شان برسد - چه راست باشد، چه دروغ - بلافاصله شروع مي‌کند آن را پخش کردن. آن زمان هم اين افراد بودند، امروز هم از اين قبيل افراد هستند. اينها شروع کردند توى مدينه خبر را منتشر کردن. گفتند آقا پدرمان درآمد؛ اينها به ما حمله مي‌کنند؛ بترسيم، چه، چه، چه. بنا کردند توى دل مردم را خالى کردن. اينجا پيغمبر اکرم آمد وسط ميدان. در يک چنين جاهائى، اِعمال آن روح نبوت لازم است.
پيغمبر مردم را جمع کردند، گفتند همه بيائيد توى مسجد. آمدند توى مسجد. فرمود: شنيدم دشمن در فلان نقطه اجتماع کرده؛ منتظر است که شما غفلت کنيد، به شما حمله کند. بايد همين امشب برويد آنها را تارومار کنيد. گفتند: حاضريم يا رسول‌اللَّه! فرمود: نه؛ فقط کسانى که امروز در جنگ احد بودند، آنها بايد بروند. يعنى همانهائى که خسته‌اند، همانهائى که از صبح تا شب جنگيدند، همان‌هائى که بدن‌شان هم زخمى است، بايد بروند؛ هيچ‌کس غير از اينها نبايد برود. اول يک عده‌اى شايد تعجب کردند، بعد ديدند عجب حکمى است. کسانى که آن روز در جنگ احد بودند، آسيب هم ديده بودند، خسته هم بودند، بلافاصله جمع شدند. پيغمبر گفت برويد اين قضيه را تمام کنيد و برگرديد.
کسانى که آن زخم را امروز خورده‌اند و ضربه‌اى را که دشمن وارد آورده، مايلند جبران کنند و ضربه‌ى متقابل بزنند، خودشان دست‌شان توى کار بوده، نه اينکه خبر را از دهن اين و آن شنفته باشند، همين‌ها را پيغمبر به خط کرد، بسيج کرد و گفت شماها بايد برويد. اينها يک عده‌اى بودند - خيلى هم نبودند- سوار شدند و راه افتادند طرف همان منطقه و دشمنى را که کمين گرفته بود، غافلگير کردند و به او ضربه زدند و تارومار کردند و برگشتند.
آيه‌ى شريفه نازل شد: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم». مؤمنين آن کسانى هستند که وقتى شايعه‌پراکن‌ها آمدند گفتند عليه شما آنجا جمع شدند و بترسيد، «فزادهم ايمانا»؛ اما اين ترس که به وجود نيامد، انگيزه و ايمان آنها تقويت و بيشتر هم شد. «و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکيل»؛(1) گفتند خدا کافى است، کار موکول به خداست.
ببينيد اين چه معرفت عظيمى است. کار را شما دارى مي‌کنى، بازوى شما دارد کار مي‌کند، فکر شما دارد کار مي‌کند، قلم شما دارد کار مي‌کند؛ اما کار، کار خداست؛ موکول به اوست. موکول به خدا بودن معنايش اين نيست که ما کنار بنشينيم، بگوئيم خدا خودش درست کند؛ نه، خدا اينجورى درست نمي‌کند. اينکه من و شما يک کارى را انجام بدهيم، مغرور بشويم و خيال کنيم ما بوديم که کرديم، خيال کنيم که ما يک کار برجسته انجام داديم، اين هم غلط است، اين هم نادرست است. اگر خداى متعال کمک نکند، اگر هدايت نکند،اگر توفيق ندهد، هيچ کارى نمي توانيد بکنيد؛ هيچ نتيجه‌اى را هم به دست نخواهيد آورد.
وقتى دو عنصر همراه شد؛ يعنى شما از يک طرف به خدا توکل کرديد، از خداى متعال استمداد کرديد، خدا را حاضر و ناظر دانستيد، خدا را صاحب کار خودتان دانستيد، و ازطرف ديگر همه‌ى نيرويتان را پاى کار آورديد، اين ميشود همان شکل درست.
«قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکيل»؛ اين توصيف اينهاست. نتيجه‌ى کارشان هم در آيه‌ى بعد ذکر مي‌شود: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه».(2) رفتند و برگشتند، بدون اينکه کوچک‌ترين ضربه و زخمى بر آنها وارد شده باشد.
آنها توانستند دشمن را تارومار کنند و همه‌ى موجودى‌هاى دشمن را مصادره کنند و غنيمت بگيرند و بياورند. آنها نه فقط توطئه را خنثى کردند، بلکه يک درآمدى هم براى مدينه و حکومت پيغمبر در سال سوم - که سال جنگ احد است - درست کردند.
مي‌خواهند ما اينها را به ياد داشته باشيم. اينها فقط تاريخ نيست، خاطره نيست؛ اينها درس است. مي‌خواهند من و شما اين حقايق را به ياد داشته باشيم و اينها را در زندگى‌مان اعمال کنيم. چهار تا آيه در تعقيب نماز صبح ذکر شده - که در کتاب مفاتيح الجنان هم هست - مي‌توانيد مراجعه کنيد و آنها را بخوانيد. هر کدام از اين آيات هم که ذکر شده، يک نتيجه‌اى دنبالش آمده است: «و افوّض امرى الى اللَّه انّ اللَّه بصير بالعباد. فوقيه اللَّه سيئات ما مکروا».(3) «لا اله الّا انت سبحانک انّى کنت من الظّالمين. فاستجبنا له و نجيّناه من الغمّ و کذلک ننجى المؤمنين»،(4) که آيه‌ى جناب يونس است. آيه‌ى ديگر، همين آيه‌اى است که قبلاً تلاوت کردم: «حسبنا اللَّه و نعم الوکيل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء». آيه‌ى چهارم هم «ما شاء اللَّه لا قوّة الّا باللَّه»(5) است که مال آن قضيه‌ى دو برادر است. اينها براى ما درس است. وقتى انسان احساس مي‌کند که کار بزرگ است، کار باارزش است، کار داراى تأثير اجتماعى کلان است، انگيزه‌اش بيشتر مي‌شود.
به هر حال آن چيزى که از بين مي‌رود، همين گذران روزانه‌ى ما‌و شماست. خوبش، بدش، برطبق وظيفه‌اش، خلاف وظيفه‌اش، صوابش، اينها از بين مي‌رود. طبيعت عالم، طبيعت زوال است؛ «العالم متغيّر». آنچه که مي ماند، اثر اين کار است در ديوان الهى؛ اين از بين نمي‌رود. «لا يعزّب عنه مثقال ذرّة»؛(6) به قدر سنگينى يک ذره - حالا ذره چه به معناى ذرات غبار منتشر در هوا، چه به معناى مورچه - از ديد محاسبه‌ى الهى مخفى نمي‌ماند. دوربين‌هاى مخفىِ الهى ذره ذره‌ى اعمال ما را نگاه مي‌کنند و مي‌سنجند؛ و سخت‌ترش اين است که بر دله‌اى ما هم تسلط دارند.
دوربين مخفى فقط توى ساختمان و توى محيط کار و داخل خانه و اينها نيست؛ توى دل ما هم يک دوربين مخفى هست. آنچه بر دل ما مي گذرد، آنچه بر ذهن ما مي‌گذرد، آنچه در خلوات انجام مي‌دهيم، همه بدون هيچ‌گونه کم و زيادى منعکس است و در روز قيامت اينها آشکار مي‌شود؛ «فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره. و من يعمل مثقال ذرّة شرّا يره».(7) ظاهر آيه اين است که اين عمل تجسم پيدا مي‌کند و انسان خود آن عمل را مى‌بيند. عمده اين است که اين عمل مي‌ماند؛ به فکر اين ماندنى باشيم.
حوادث روزگار و گذران و روزمره‌ى عمر ما، خوبش، بدش، در اوج احترام، در حضيض بى‌احترامى، با جيب پر، با جيب خالى، همه جورش مي‌گذرد و باقى نمي‌ماند. خوبش هم قابل دلبستن نيست، چون باقى‌ماندنى نيست؛ بدش هم شکوه و شکايت آنچنانى ندارد، چون باقى‌ماندنى نيست، چون گذراست. آن چيزى که مي‌ماند، اثر اين عمل است، نتيجه‌ى اين عمل است، ثواب الهى است، عقاب الهى است؛ به فکر اين بايد بود.
خوب، خيلى خوشحال شديم از زيارت شما برادران و خواهران، مخصوصاً جوانهايتان که الحمدللَّه در اين جلسه‌ى خانوادگى حضور دارند. اميدواريم ان‌شاءاللَّه همه‌ى شما موفق و مؤيد باشيد و در خط راست و درست و صراط مستقيم الهى به پيش برويد.

منبع: پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي،

تاريخ انتشار: 3 مرداد 1389



نظرات (0)







تمامي حقوق اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی  ولاء  منتظر (عج)  می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع بلا مانع است .

  پست الکترونیک : info@v-montazar.com 

تلفن :7749460-0251