معماری
صفحه اصلی / محصولات / نمایشگاه ها (صفحه 6)

نمایشگاه ها

مبارزه، زندان و تبعید در وضعیت دشوار

شش مرتبه من را بازداشت کردند. یک بار هم تبعید شدم. مجموعاً نزدیک به سه سال این دوران ها طول کشید… در دوره‌‏ى مبارزات در مشهد یک درس تفسیرى مى‏‌گفتم براى جوانها، دانشجوها، مدتها. رسیدیم به یک بخشى از قرآن‏ که راجع به قضایاى بنى‏ اسرائیل بود. یک مقداری راجع به بنى‏ اسرائیل و یهود صحبت کردم. بعد از مدت کمى من را بازداشت کردند، در زندان جزو بازجویی هایى من، این بود که شما علیه اسرائیل و علیه یهود حرف مى‏زدید! توجه مى‏ کنید؟! یعنى کسى اگر آیه‏‌ى قرآنى را که راجع به بنى‏اسرائیل آن‏جا حرف زده شده بود، تفسیر مى‏کرد و درباره‌‏ى او حرف مى‏زد، بعد باید جواب مى‏‌داد که چرا این …

بیشتر...

عذری برای تأخیر

هوش و فراستِ فوق العاده مقام معظم رهبری، از دوران کودکی زبانزد خاص و عام بود. ایشان از همان روزهای نخست زندگی، در مقاطع مختلف تحصیلی، امتیازاتی داشتند که آثار آن را امروز در تصمیم‏ها و تدبیرهای معظم له، به عیان می‏بینیم. ایشان از همان روزها، علاقه شدیدی به تحصیل داشتند؛ به طوری که با گذشت زمانی کوتاه، بین استادان خود موقعیت خاصی پیدا کردند و مورد توجه و حمایت آنان قرار گرفتند. یکی از استادهای ایشان در قم، آیت الله حائری یزدی بود که مهر و لطف وی به مقام معظم رهبری، برای همگان روشن بود. بعضی وقت‏ها، آیت الله حائری، ساعت‏ها وقت خود را صرف پاسخ دادن به سؤالاتِ مقام معظم رهبری …

بیشتر...

بی تکلف و مردم دار

یک روز در صف نانوایی بودم که دیدم آقا هم آمده و در صف ایستاده‌اند. دو نفر با من فاصله داشتند. چون آقا تحت تعقیب نیروهای ساواک بود، خدمتشان عرض کردم: آقا چند نان می‌خواهید تا برایتان بگیرم؟ فرمودند: «خیر، بین من و شما دو نفر دیگر هم هستند و حق اینها ضایع می‌شود. خودم می‌گیرم».[۱] [۱]. یکی از همسایگان مقام معظم رهبری در مشهد، ویژه‌نامه روزنامه قدس، نوروز ۷۲- کیهان، ۲۲/۳/۷۴٫

بیشتر...

شب هایی که شام نداشتیم

دوران کودکی ما بسیار در عسرت می‌گذشت. وضع خانواده ما به طوری بود که ما حتی همیشه نمی‌توانستیم نان گندم بخوریم و معمولاً نان جو می‌خوردیم. من شب هایی از کودکی را به یاد می‌آورم که در منزل شام نداشتیم و مادرمان با پول خردی که بعضی وقت ها مادر بزرگم به من یا یکی از برادران و خواهرانم می‌داد، قدری کشمش یا شیر می‌خرید تا با نان بخوریم. منزل پدری من که در آن متولد شده‌ام، یک خانه حدود ۶۰-۷۰ متری در محله‌ای فقیر نشین در مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه. هنگامی که برای پدرم مهمان می‏آمد – معمولا پدر برای این که روحانی …

بیشتر...
قالب وردپرس